امروز: یکشنبه 30 شهریور 1393 برابر با 21 سبتامبر 2014

روزنامه پیام آشنا

کلاس اولی‌ها به «جشن شکوفه‌ها» می‌روند

کلاس اولی‌ها به «جشن شکوفه‌ها» می‌روند

پیام آنلاين: با فرارسیدن بهار علم و دانش و آغاز سال تحصیلی 93 94 کلاس اولی‌ها فردا (دوشنبه) 31 شهریورماه، طبق روال سالهای گذشته یک روز، زودتر...
طرح امدادی ˈسحرˈ در البرز به اجرا درآمد

طرح امدادی ˈسحرˈ در البرز به اجرا درآمد

پیام آنلاين: کرج- معاون امورجوانان جمعیت هلال احمر البرز از به اجرا درآمدن طرح امدادی ˈسحرˈ دراین استان خبر داد. 'حمید رضا لطف اللهی' روز...
مدیرکل آموز و پرورش البرز: 727 مدرسه جدید نیاز داریم

مدیرکل آموز و پرورش البرز: 727 مدرسه جدید نیاز داریم

پیام آنلاين: کرج- مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز با اشاره به دو نوبته بودن تعدادی از مدارس و ساخت شهرک های جدید در سطح استان، گفت: اکنون...
رئیس جدید شورای اسلامی استان البرز انتخاب شد

رئیس جدید شورای اسلامی استان البرز انتخاب شد

پیام آنلاين: اعضای شورای اسلامی استان البرز در نشستی رضا فیروز رنجبر را به عنوان رئیس جدید این شورا معرفی کردند. البرز،  در نشست اعضای...
اموال همه دستگاه های اجرایی استان البرز بیمه شود

اموال همه دستگاه های اجرایی استان البرز بیمه شود

پیام آنلاين: مدیرکل دفتر منابع انسانی و تحول اداری استانداری البرز بر ضرورت بیمه اموال دستگاه های اجرایی استان تأکید کرد. به گزارش اداره...
پیام آنلاین - اخبار استان البرز - صفحه نخست

پیام آنلاین-  فرزانه يوسفيان

مسعود سلطاني فر معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري، پس از همايش " برد برد"  از فرودگاه آزادي ساوجبلاغ بازديد کرد. اين مراسم بدون کوچکترين هماهنگي از سوي اداره کل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان البرز براي پوشش خبري توسط خبرنگاران برگزار شد. پس از تماس هاي بسيار و پيگيرانه از مسئولان روابط عمومي اداره مذکور، نتوانستيم سفر يک روزه معاون رئيس جمهور را آن چنان که لايق است، پوشش خبري دهيم. مي گويند انسان بايد صبور باشد و باز مي گويند در اوج عصبانيت اگر توانستي خونسردي ات را حفظ کني،  افتخار آفرين شده اي.

براي اين مسئول برنامه يک روزه تدارک ديده شده بود، هم قبل و هم بعد از همايش " برد برد"  از کاخ مرواريد و منطقه ساوجبلاغ بازديد کرده است، اما گويي از تمامي خبرنگاراني که نام و شماره تماس آن ها در ليست روابط عمومي اين اداره موجود است، دعوت به عمل نيامده و اشخاصي منتخب، براي حضور در اين مراسم، نامشان در ليست فرهنگي استان قرار گرفته است.

روز همايش " برد برد"  اوج شلوغي و فعاليت مسئولان روابط عمومي اداره کل ميراث فرهنگي جهت هماهنگي بود، اما آيا تماس هايي که، آن هم نه براي شخص خودم يا روزنامه، بلکه صرفا براي تکميل گزارشي از  سفر شخصي که سِمت معاونت رئيس جمهوري را داراست، حاصل شد، چرا جوابي نداشت؟!

جاي بس تاسف است که نتوانستيم به علت کم کاري و کوتاهي در امر هماهنگي با مسئولاني که در روزهاي ديگر براي کوچکترين انتقاد از مطلبي که اداره کل ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري البرز را مخاطب قرار داده، بارها در روز تماس مي گيرند و روزنامه پبام آشنا بارها بستر را براي همکاري متقابل با اين اداره فراهم کرده است.

نمي دانم سفري با اهميت تر از حضور معاون رئيس جمهور در حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري در استان البرز وجود داشت، که ما به همين راحتي از کنارِ آن عبور مي کنيم؟!

 

ره پنهاني ميخانه نداند همه کَس

جز من و عارف و شيخ و دو سه رسواي دِگر

 

جاي خالي طرحِ جامعِ ترافيکي در کرج

پیام آنلاین-  نسترن کيوانپور

شهر سيستمي پويا و زنده است که عناصر آن به تفکيک از يک ديگر قابليت بررسي و مطالعه ندارند و تحت يک نظم کلي بايد به سازماندهي آن مبادرت کرد. رابطهي متقابل ميان کاربري زمين، سيستمِ حمل و نقل و مسائلي از اين دست، از سال 1950 در برنامهريزي و مديريت شهري در سطحِ جهان مطرح شدهاست. در حالي که ايران مانندِ هميشه از قافله عقب است. هرچه جمعيتِ شهرها به واسطهي دستيابي به امکانات و خدمات، افزايش مييابد، تعدادِ وسايلِ نقليه در معابر هم به تبع، بيشتر ميشود. از طرفي ظرفيتِ پايينِ شبکهي معابر، جوابگوي اين تعداد خودروي سرازير شده به آن نيست. نتيجهي اين امر، بروز مشکلاتي است که کماکان به قوتِ خود باقيست.

ميزِ گردِ اين هفته را به گفت و گويي نيمه تخصصي با مهندس روزبه اسکوئي، مهندس احد رسولي، مهندس حاتم بيات و مهندس سجاد محمدزهرايي از اعضاي گروه تخصصي شهرسازي نظام مهندسي ساختمان استان، با محوريتِ ترافيکِ سرسام آور و وروديهاي ساماندهي نشدهي کرج، اختصاص داديم. مبحثي که در شمارهي آتي نيز بخش دوم آن را خواهيد خواند.

بحث امروز را با اين پرسش آغاز مي کنيم:

 

آيا نقد و بررسي تقاطعهاي شهر، تنها متوجهِ يک رشتهي خاصِ مهندسي است؟

رسولي: خير. به اين دليل که هرچه در شهر ساخت و ساز بيشتري صورت گيرد، به طورِ مستقيم بر ترافيکِ توليدي اثر ميگذارد. بايد تعادل بين ساخت و ساز با ميزان سفري که به واسطهي اين کاربريها توليد ميشود، برقرار شود. بنابراين رشتهي شهرسازي، نزديکترين و بلافصلترين ارتباط را با ترافيک خواهد داشت. 

تراکمهاي استاندارد در شهرسازي بايد رعايت شود. در تراکمهاي مصوب، فرآيندِ ارتباط بين معماري و شهرسازي لحاظ شدهاست. اما اگر خارج از ضوابط تراکمي، ساخت و ساز صورت گيرد، بارگذاري بيشتر در حوزهي ترافيک، متوجه شهر خواهد بود. از طرفي تخلف در ساخت و سازها، امريست که امروزه در شهر به کَرّات ديده ميشود و اين ساخت و ساز هاي مازاد که عموما در طرحهاي شهري اتفاق ميافتد، به تراکم استاندارد شهر ميافزايد.

اگر براي هر واحد مسکوني يک پارکينگ در نظر بگيريم و براي واحدهاي تجاري نيز به نسبت ضوابطي که در مقررات شهرسازي تعيين شده، پارکينگ پيشبيني کنيم، تعداد لاينهايي که متاسفانه به محلي براي پارک خودرو تبديل شده، کاهش خواهد يافت.

بيات : به نظرِ من حتي علاوه بر مهندسان رشتههاي گوناگون، کارشناسان رسمي دادگستري نيز با گسترش رشتههايي که دارند، ميتوانند به صورتِ چندبُعدي مُعضلات را بررسي کرده و براي هر کدام يک ماتريس توليد کنند. مثلا بحثِ تقاطعها را ميتوان به همين مِنوال بررسي و آسيبشناسي کرد تا مطالعاتِ اوليه کامل و جامع باشد.

اسکويي: تقاطع ها بخشي از نظام شبکه معابر شهري از ديدگاه هاي خاص ميتواند مورد توجه کارشناسان قرار گيرد.  از ديدگاه ترافيک سواره، طرح هندسي تقاطعها در حوزه تخصصي مهندسان ترافيک است. اما از ديدگاه طراحان شهري، تقاطع با نوع عملکرد و فضا هاي شهري، در حوزه تخصصي طراحان شهري قرار ميگيرد. هر چند مطالعات متعددي را ميتوان در راستاي نقش اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و.... بر روي تقاطعهاي شهري متصور شد.

 

به نظر شما مشکلِ اصلي طرحهاي ترافيکِ شهر کرج چيست؟

رسولي : طرحي اکنون در حالِ تصويب است که بايد به عنوانِ يک سند در طرحهاي تفصيلي بعدي ديده شود. وضعيت کرج، در حوزهي ترافيک بسيار خاص است! با توجه به تخصصي بودن موضوع بايد مشاور  تهيهي طرحِ ترافيک و مشاور تهيهي طرح تفصيلي با هم ترکيب شده و همکاري کنند و مشکلات را از لحاظِ کاربريها و سلسله مراتبِ شبکه معابر کرج بررسي کنند.

اسکوئي : بسياري از طرحهاي اجرايي، برآمده از مطالعاتِ شهري نيست. اگر طرحي وجود داشته، به صورتِ موضعي و از ديدگاهِ رشتهي خاصِ تخصصي  بودهاست. طرحهاي موضعي، گرهاي از مشکلاتِ ترافيکي نميگشايد. لازمهي طرحِ همهجانبه نيز همفکري و مشارکتِ رشتههاي مختلفِ مهندسي است که با ديدگاهي کلنگر همهي مسائل را بررسي و موشکافي کرده و راهکارِ مناسب ارائه دهند. اگر در شهر کرج، روندِ تهيهي طرحهاي شهري  درست و منطقي باشد، زمان و هزينه تلف شده کمتر خواهد بود و نتايج مطلوب تري در بر خواهد داشت.

 

مشکلِ عمدهي کرج در حوزهي ترافيک از ديدِ شما چيست؟

بيات : استان البرز در نقطهي جغرفيايي واقع شده که پايتخت را به استانهاي غربي و شمالي متصل ميکند. بنابراين گرههاي ترافيکي و بحثِ دسترسي، به معضل اصلي مديران شهر کرج تبديل شده که تاکنون راهِ حلي براي آن ارائه  نشدهاست.

رسولي: در کرج متاسفانه، نه راهِ کنارگذرِ شمالي وجود دارد نه جنوبي. به همين دليل، ترافيکِ 12 استان به البرز سرازير مي شود و ناگزير به فرديس ميريزد.  اين مسئله، تبعات ناخوشايندي در شهرسازي و معماري خودِ کرج دارد. تصميم گيري بايد ماوراي يک استان باشد نه صرفا براي حلِ يک معضل محلي.

اسکوئي : بخشي از معضلاتِ ترافيکي شهرهاي ما ناشي از تکيه بيش از حد به تردد سواره و حذف تردد پياده و ساختار هاي مورد نياز کالبدي آن در شهرها است. عدم بهره گيري از سيستم هاي حمل و نقل عمومي و همچنين نبود تنوع لازم و کافي در آن و .... از جمله مواردِ مسئلهساز در شهرهاي ماست. نبود شبکه معابر شهري با سلسله مراتب عملکردي و ارتباطي و اغتشاش در ماهيت کارکرد شبکه معابر با ديگر عناصر شهري به عدم پاسخ گويي به نياز هاي شهري دامن مي زند. بهطور مثال، کمربندِ جنوبي (کنارگذر حرکت عبوري از شهر) در کرج وجود ندارد. به نظرِ من گزينههاي مختلفي را در خصوص حل مشکل تداخل سفرهاي شهري و گذري ميتوان در نظر گرفت. مثلا ميتوان اتوبان را دو طبقه طراحي کرد. البته تا زماني که  مطالعاتِ جامع صورت نگيرد، نميتوان با قطعيت گزينهاي را رد يا تصويب کرد. مشکلاتِ ترافيکي کرج به هر صورت بايد کاهش يابد تا شهر بيش از اين متضرر نشود.

رسولي: تبعاتِ دو طبقه بودن از نظرِ من بيشتر خواهد بود. از لحاظِ ديد و منظر مشکلاتِ فراواني خواهد داشت. از طرفي هنگامِ وقوعِ زلزله، فاجعه به بار خواهد آمد و تنها راهِ ارتباطي استان تهران با بخشهاي شمالي به طورِ کامل قطع خواهد شد. کرج زلزله خيز است و از لحاظِ شهرسازي اتوبانِ دو طبقه به صلاحِ استان البرز و تهران نخواهد بود.

بيات : طبقِ تجاربِ جهاني و حتي تجاربِ برخي شهرهاي ايران، به نظرِ من احداثِ راهِ کمربندي بسياري از معضلاتِ ترافيکي را رفع خواهد کرد. چرا که ترافيک غير ضرور را از داخلِ شهر تخليه  ميکند.

اسکوئي : در هر حال  مطالعاتِ لازم بايد صورت گيرد تا نوع تقاطعِ غير همسطح و يا همسطح  دو طبقه يا تونل زير زميني  ساخته شود. البته مقاومت و ايمني در اين زمينه از اهم تدابير و مطالعات مورد نياز است، انتقال بار ترافيکي به منتهي اليه جنوبي شهر  کرج هم عوارض و محدوديت هاي خاص خود را دارد که ميبايست در مطالعات به راه کار هاي بهينه رسيد.

زهرايي : تهران در حالِ ساخت چندمين کمربندي است. حال آنکه، راه حلي اين چنيني که ميتواند مشکلاتِ ترافيکي کرج را کم کند، هنوز مطرح نشدهاست.

بيات : به نظر من حتي يک کمربندي هم جوابگوي ترافيکِ سرسام آور و ورودي به کرج نيست. بلکه بايد هم کمربندي شمالي و هم جنوبي احداث شود.

ادامه دارد...

پیام آنلاين-تاريک بود. باراني ملايم سطح خيابان را خيس کرده بود. شيئي تيره چون شبحي عرض خيابان را طي مي کرد. تا زدم روي ترمز متوجه شدم زني با چادر مشکي از خيابان عبور مي کند. به لباسهايم نگاه کردم. قهوه اي سوخته بود. رنگ اتومبيلم مشکي بود. در پارکينگ مشکي بود. همسرم لباس سرمه اي تيره به تن داست.      کفش هايم از دو رنگ تجاوز نمي کرد يا مشکي يا قهوه اي. تنها سفيدي خانه، روشويي و سنگ توالت بود.حتي ديوارهاي حمام و دستشويي سبز تيره بود. فرش گسترده روي سراميک جگري رنگ، قرمز و مشکي بود. تابلوهاي نقاشي روي ديوار ترکيبي از رنگ هاي تيره بود. ساعت ديواري مخلوطي از رنگ هاي ذغالي بود. قلم توي دستم که چون ماري سمي لا به لاي انگشتانم مي چرخيد سياه بود. توي اتاقم محبوس شدم. دستم را زير چانه ام برده و از خود پرسيدم اين همه الفت با اين رنگ هاي تيره از کجا و کي شروع شد؟مگر نه اينست که پيامبر اکرم (ص) از پوشيدن رنگ هاي تيره کراهت داشت و لباسهايي به رنگ روشن چنانکه اکنون در بين اعراب مرسوم است مي پوشيد و توصيه مي کرد. اصولا چرا ما مردم در تنگناي رنگهاي  تيره محصوريم؟مگر چادر آبي، سفيد، صورتي، بنفش و ...در دين ما حرام است؟و پوشيدن آن کراهت دارد؟چرا من و  تو از رنگ روشن پرهيز داريم؟ريشه اش در کجاست؟در کدام مقطع تاريخي و تحت چه شرايطي ما در اين دام افتاده ايم و خلاف سنت و عقايدمان لباس مي پوشيم؟چرا لباسهاي رنگ روشن در جامعه رنگ باختند و چه گونه شد که به سرعت رنگ هاي تيره جاي خالي آنها را پر کرد؟چه کسي يا کساني در ادارات کارمندان را مجبور کردند لباسهاي تيره بپوشند؟آيا در اين راستا قانون يا بخش نامه اي صادر شد؟اثرات نامطلوب اين همه رنگ هاي تيره در جامعه به معناي حذف کلمات جانم و عزيزم نبود؟!آيا تکدر روح در حلقه ي تير گي و تيره پوشيدن است؟آيا تيرگي رنگها در يک جامعه ي پويا که از عنوان هاي حقيقي رشد و بالندگي بهره مي جويد معنا و مفهومي پنهان دارد که نگارنده از آن بيخبر است؟يا معضلي است که گريبان جامعه را گرفته است و افول شادي و نشاط را نشان مي دهد؟آيا خنده برآمده از تيرگي، همان گريه ي خنده آور است يا خنده اي است که گريه مي آورد؟آيا هنوز در فرهنگ باستاني خود به سوگ سياوش نشسته ايم و يا از سياه جامگانيم؟و يا هنوز به واسطه جغرافياي سخت اين سرزمين در خوف و خفا به سر مي بريم. يکي از مظاهر جامعه اي پر شور و نشاط خنده است که نشان دهندهي آرامش و آسايش است. دل پر درد ما که کمتر روي آسايش به خود ديده شايد همان لباس تيره و کدر را ترجيح مي دهد. حتي اگر بدانيم که پرهيز از رنگ هاي تيره و روي آوردن به روشناي رنگ هاي شاد تولد مهر و عاطفه است و لبخند بر روي لبها مي تواند عزيزم گفتن و جانم شنفتن را جاري سازد.

                                                                    مرتضي فضلي

  • تصویر روز

      

      

معماری ایرانی اسلامی-باغ فین کاشان 

 

 

4 irancell

hamrah

 

maskan

tabligh

pars1

tabligh

tabligh

tabligh

 

آخرین اخبار